۰۸ آذر ۱۴۰۰ ۰۹:۲۹
کد خبر: ۳۰۳۲۲۰

عطنا - بحران آب اصفهان و اعتراضاتی که نسبت به این مسئله وجود دارد، واکنش‌های مختلفی را از سوی مردم و جامعه‌ی دانشگاهی در بستر مطبوعات،خبرگزاری‌ها و شبکه‌های اجتماعی برانگیخته است. استفاده‌ی بیست روزه‌ی کشاورزان اصفهانی از آب زاینده‌رود در یک‌سال اخیر، باعث اعتراض و چادر زدن کشاورزان استان در 16 آبان در بستر این ‌رود در اعتراض به سوءمدیریت آب شد تا اینکه پس از وقوع ناآرامی هایی، نیروی انتظامی با مداخله‌ی خود به اعتراضات پایان داد؛ در عین حال وزیر نیرو با سفر به اصفهان و گفت‌وگو با کشاورزان وعده‌ی حل مشکلات و رعایت عدالت در تقسیم آب را داد.

تامین حقابه‌ی کشت پاییزه برای کشت گندم و بازگشایی آب زاینده‌رود مهم‌ترین خواسته‌‌های مطروحه‌ی کشاورزان اصفهانی بود. در همین حال در شهرکرد، مرکز استان چهارمحال‌وبختیاری، نیز اعتراضاتی در انتقاد به طرح‌های انتقال آب بهشت‌آباد و گلاب صورت گرفت که سرشاخه‌ی شماری از رودخانه‌های اصلی فلات مرکزی و جنوب ایران مثل زاینده‌رود و کارون است.  مردم چهارمحال‌وبختیاری و خوزستان که بارها به احداث تونل کوهرنگ سه و انتقال آب از زاگرس به استان‌های مرکزی ایران از جمله اصفهان اعتراض کرده‌بودند، به عدم مشکل با استان اصفهان یا هر استان دیگری تاکید کرده و سوءمدیریت آب را رنج مشترک ملت ایران توصیف کردند.

برای پاسخ‌به سوالاتی که در این زمینه وجود دارد با دکتر محمود جمعه‌پور، عضو هیئت‌علمی گروه برنامه‌ریزی شهری دانشگاه علامه‌طباطبایی، گفت‌وگو کردیم تا با بینشی علمی به مسئله بنگریم.
 
توانایی و نقش دولت را در کنترل وضعیت و حل مشکل پیش‌آمده چگونه ارزیابی می‌کنید؟

بحران آب بحرانی جدی است که در امروز و فردا ریشه نداشته و چند دهه بی‌توجهی، دخالت‌ها و سوءمدیریت آب منجر به شکل گرفتن بحران آبی شده است. دیدگاه‌های مختلفی در این‌باره وجود داشته و دارد؛ به‌ویژه آن‌که دولت‌مردان، مقصر را تغییرات اقلیمی، خشک‌سالی، عوامل طبیعی و... معرفی می‌کنند. در وجود عوامل مختلف شکی نیست و نمی‌توان گفت تنها یک عامل، بحران کنونی را موجب شده است اما بی‌شک یکی از علت‌های اصلی به‌وجود آمدن و تعمیق بحران آب، نهاد دولت است و عملکرد اشتباه و فراتر از سوءمدیریت آن را می‌توان بی‌تدبیری صرف در این مسئله دانست. طبیعتا ادامه‌ی این روال مدیریتی باعث بهبودی اوضاع نخواهد شد مگر آنکه دولت رویه‌ی خود را تغییر داده و با مراجعه به حکمروایی جامعه‌ی محلی، از مردم برای تصمیم‌گیری و سیاست‌گذاری در اقدامات مختلف نه به شکل صوری که به شکلی حقیقی نظرخواهی کند. برای حل مسئله باید رویه‌های مدیریتی تغییر کند چون مشکلات کنونی ناشی از مدیریت‌های چند دهه‌ی اخیر است و تصمیم‌گیری‌ها به صورت از بالا به پایین و بدون توجه به واقعیت جامعه و خواست مردم و حق‌وحقوق بهره‌برداران و حتی شرایط اقلیمی بوده است. بحران‌آب که بحرانی خودساخته و محصول عملکرد دولت‌ها بوده، نیازمند تغییرات بسیار اساسی در مدیریت است.

منظور از اینکه بحران آبی، خودساخته است و نه طبیعی، چیست؟

ما با مسئله‌ی کم‌آبی همواره مواجه بوده‌ایم اما بحران آب مسئله‌ای خودساخته از طرف نهادمدیریتی، دولتی و حاکمیتی است. در طول دهه‌های اخیر، فرهنگ ایرانی مبتنی بر آب بوده است و این فرهنگ از همان ابتدا دریافته که مسئله‌ی کم‌آبی دارد و خود را با آن تطبیق داده است. از زمانی که دولت‌ها تحت‌عنوان برنامه‌های توسعه، برنامه‌های مدرن‌سازی و... در این حوزه دخالت کردند نظام‌های آبی را مختل کرده و برای آن جایگزینی ارائه نکردند. نهاد قدرت و حاکمیت علت اصلی بحران کنونی است. ده‌ درصد اوضاع کنونی محصول تغییرات اقلیمی است و این مسئله‌ای است که از زمان‌‌های دور مطرح بوده و دنیا برای آن برنامه‌ریزی کرده است بنابراین دولت‌مردان ما هم باید مدیریت درستی داشته باشند. باید در این مورد فرهنگ‌سازی شده و عرضه‌، مصرف و الگوی استفاده از آب برای کشاورزی اصلاح شود و از همه مهم‌تر این‌که در مورد قوانین آب بازاندیشی شود که از حیاتی‌ترین مسائل است.

خشک و نیمه‌خشک بودن ایران از گذشته مطرح بوده و مسئله‌ی نوظهوری نیست و به همین خاطر از زمان‌های خیلی دور برای انتقال آب از مناطق پرآب به کم‌آب اختراعاتی نظیر حفر قنات صورت گرفته است. اما به نظر می‌رسد مسولان می‌خواهند دلیل بحران کنونی را، کمبود بارش نشان دهند. چرا در  گذشته چنین مشکلاتی وجود نداشت و بحران شکل نمی‌گرفت و امروز شاهد این بحران هستیم؟

واقعیت این است که ایران کشوری کم‌آب بوده و میزان بارندگی در آن نسبت به متوسط جهانی حدود یک‌سوم است و همواره فرهنگ ایران متوجه این امر و مدیریت آب بوده است. به‌همین‌خاطر نظام‌هایی شکل گرفته که مسئله‌‌ی کم‌آبی را مدیریت کرده و این نوع مدیریت‌ در طی قرن‌ها و هزاره‌ها پاسخ‌گو بوده است. از زمانی که دولت مدرن شکل گرفت این مسئله نادیده گرفته شد و برای آنچه باید متناسب با شرایط زیست‌بوم جایگزین کرد، اندیشه‌ای صورت نگرفت.

طبق قانون 1307، آب جزو مشترکات در نظر گرفته می‌شود و هرکسی می‌تواند برای کشاورزی و امور این چنینی از آن استفاده کند به شرط آن‌که استفاده‌ی او باعث متضرر شدن دیگران نشود. حقابه‌ براساس حوزه‌های آبریز است و در این حوزه‌ همه‌ی گروداران از انسان تا حیات‌وحش همه‌گی حقابه دارند و آب در صورت زیاد و کم‌بودن باید عادلانه تقسیم شود؛ همچنین بهره‌برداران متاخر( کشاورزان) بر بهره‌بردارن متقدم( صنایع فولاد) اولویت دارند. عملکرد ناصحیح دولت، اوضاع کنونی را رقم زده. برای مثال دو دولت قبل سازمان آب منطقه‌ای را استانی کردند و اختلافات ایجاد شد؛ ما در کشاورزی 70 درصد پرت آب داریم که اگر به نصف می‌رسید مشکل آب حل می‌شد و این کار هنوز هم می‌تواند جواب‌گو باشد؛ بخش مهمی از آب ایران به صورت غیرمستقیم و از طریق محصولات کشاورزی‌ای که با روش‌های نادرست آبیاری به‌دست می‌آید( هندوانه و خربزه، مرکبات، سیفی‌جات و برنج)، صادر می‌شود. کشاورز باید آگاه شود و قوانین دولت باید به اصلاح نظام کشاورزی و و آبیاری را بپردازد. درست است که تغییرات اقلیمی هست ولی باید خودمان را تطبیق دهیم و این تنها با برنامه‌ریزی ممکن است.

در مورد صنایع فولاد و ذوب‌آهن و انرژی هسته‌ای که انرژی آبی زیادی را می طلبد چه تدبیری باید اندیشید؟

سوال بسیار خوبی است. در مورد صنایع باید گفت که در تمام دنیا به شکل بسته از آب استفاده می‌کنند، ولی ایران در این زمینه به‌روز نیست. صنایع ما دارای مسئولیت اجتماعی هستند و در مقابل استفاده‌ها و الودگی‌ها باید خدماتی ارائه کنند که این خسارت‌ها را باید برای کشاورزان به صورتی جبران کنند و این را باید دولت‌ها مدیریت کنند. این‌گونه صنایع که به آب زیادی آب برای خنک شدن نیاز دارند، باید در مجاورت دریا ساخته شوند. ما هزاران کیلومتر مرز آبی بدون‌استفاده برای صنایع و مشاغل نیازمند به آب داریم. باید برنامه‌ای تدوین شود تا این صنایع توسعه نیافته و به‌تدریج به سواحل دریای عمان و خلیج‌فارس منتقل شوند. نباید هنگام بحران آن را درمان کرد بلکه باید پیش از وقوع آن تمهیداتی اندیشید.

برای سیاست‌های اقتصادی و توسعه‌ای ایران در کوتاه‌مدت، میان‌مدت و درازمدت چه پیشنهادی دارید؟

گیدنز می‌گوید:« آرزوکننده باید هزینه‌ی آن را بپردازد.». بهتر است در کوتاه‌مدت خسارت افرادی مانند کشاورزان که ضرر کرده‌اند، جبران شود. بخشی از این جبران باید توسط دولت و بخشی باید توسط ضرر زننده مثل صنایع ذی‌نفع انجام شود.در میان مدت باید مشاغل جایگزین ایجاد شود، بهره‌وری را افزایش داده و سطح زیرکشت را کاهش دهیم و در نهایت الگوی مصرف خانگی را اصلاح کنیم.

در دراز مدت هم  باید با شرایط زیست‌بوم و خشک بودن اقلیم ایران سازگار شد و نیز آمایش سرزمینی صورت گیرد تا متناسب با نوع زیست‌بوم، شغل ایجاد شده و مکان‌گزینی مناسبی صورت گیرد. برای مثال سد‌زدن‌های متعدد و انتقال آب راه‌حل مناسبی نیست چرا که در درازمدت پیامدهای به مراتب بدتری از سوی طبیعت خواهد داشت.

بحران آبی ممکن است به درگیری‌های آبی در سطح استان، شهرستان و روستاها منجر شود. برای جلوگیری از وقوع چنین فاجعه‌هایی چه باید کرد؟

در گذشته، عرفی برای استفاده از آب وجود داشته که اکنون به هم خورده است و تصور بر این است که هرکسی قدرت‌مندتر باشد بیشتر می‌تواند بهره‌برداری کند، این خود منشا درگیری است. در صورت وقوع چنین فاجعه‌ای باید نمایندگان اصناف مختلف از شهرهای مختلف گفت‌وگو کرده و به توافق برسند. و خسارت‌های‌شان جبران شود. راه‌حل در مدیریت حکمروایی است و دولت باید هم به عنوان ناظر و هم ذی‌نفع حاضر شود تا اینان به جمع‌بندی برسند؛ در غیر این صورت با رسیدن شرایط به حد حفظ بقا شاهد تشدید این درگیری‌ها خواهیم بود.

با توجه به سرکوب اعتراضات ممکن است مطالبات کشاورزان که جنبه های معیشتی و حقوقی داشته اند، جنبه‌های سیاسی پیدا کند. به‌عنوان سوال پایانی در مورد درگیری‌های اخیر و نحوه برخورد پلیس با اعتراضات اظهارنظر کنید؟

متاسفانه نظام مدیریتی در بسیاری اوقات برخورد امنیتی دارد. وقتی مشکلی وجود دارد چه در زمینه‌ی آب، چه هوا و چه خاک باید برای آن چاره‌اندیشی کرد. در غیر این صورت با سرکوب، عده‌ای سوءاستفاده می‌کنند و این نوع برخورد فقطراه‌حلی کوتاه‌مدت است و در آینده با دوباره بروز کردن اعتراضات در ابعاد گسترده‌تر، این نحوه برخورد به زیان حاکمیت هم خواهد بود. مساله باید حل شود نه آنکه صورت‌مسئله را پاک کرد. روش برخورد، نگاه و مدیریت جامعه باید اصلاح شده و به‌جای اعمال مدیریت یک‌پارچه باید مدیریت منبع، عرضه، تقاضا، تولید و توزیع را اعمال کرد. نباید به نحوی تناقض‌آمیز برخورد کرد. از طرفی قول همکاری داد و از طرف دیگر سرکوب کرد. در این صورت اعتماد مردم خدشه‌دار شده و مردم نسبت به حاکمان و دولت‌مردان بدبین می شوند.

گفتگو از: مُنا سُلگی

عطنا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید:

اینستاگرام                                              تلگرام

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* captcha:
* نظر:
مطالب دیگر
فضای اقتصادی و سیاسی کشور به بیکاری فارغ‌التحصیلان دانشگاهی دامن زده است/ بوروکراسی در ایران نفس اقتصاد را گرفته است
یک استاد اقتصاد در گفتگو با عطنا:

فضای اقتصادی و سیاسی کشور به بیکاری فارغ‌التحصیلان دانشگاهی دامن زده است/ بوروکراسی در ایران نفس اقتصاد را گرفته است

«اگر ما با حجم بالایی از این بیکاران مواجه هستیم، دلیل آن ضعف اقتصاد کشور همچون پایین بودن سرمایه‌گذاری، اقتصاد کوچک، فضای کسب و کار نامطلوب و ارتباط اقتصادی بد با دنیای خارج است.»
توصیه‌های جواد صالحی اصفهانی به دولت سیزدهم
در گفتگوی اختصاصی با عطنا مطرح شد

توصیه‌های جواد صالحی اصفهانی به دولت سیزدهم

اتخاذ رویکری متعادل در تجارت مهم است. تجارت با چین اهمیت دارد ولی باید در محیطی رقابتی انجام گیرد. در این زمینه اروپا نقش مهمی دارد ولی روسیه چنین نیست، چراکه آنها هم مانند ایران صادرکنندۀ انرژی هستند
آینده بازار بورس؛ اصلاحی یا ریزشی؟
یک کارشناس بازار سرمایه در گفتگو با عطنا بررسی کرد

آینده بازار بورس؛ اصلاحی یا ریزشی؟

اتفاق‌های چند ماه اخیر اثرات خود را بر قیمت نمادها در بازار سرمایه گذاشته‌ و به نظر می‌رسد در حال حاضر نیاز به یک اصلاح یا استراحت دارد. از این به بعد اگر قرار است شاهد روند متفاوتی باشیم باید منتظر اخبار...
راهکارهایی برای مهار اَبَرتورم احتمالی در اقتصاد ایران
یک استاد دانشگاه در گفتگو با عطنا بررسی کرد

راهکارهایی برای مهار اَبَرتورم احتمالی در اقتصاد ایران

در صورت ادامه سوء مدیریت داخلی، تداوم تحریم ها و مشکلات مربوط به فقدان برنامه منسجم برای کنترل شیوع ویروس کرونا، امسال و سال های آتی، زنگ خطر شعله ورتر شدن تورم های بالاتر در اقتصاد ایران به صدا در خواهد...
پر بازدیدها
آخرین اخبار