۱۰ آبان ۱۴۰۰ ۱۳:۴۷
کد خبر: ۳۰۳۱۴۰

چگونه مردم عادی، جهان اسلام را تغییر می دهند؟

عطنا - در سال 2010 با خودسوزی محمدبوعزیزی در تونس دوران جدیدی از تاریخ جهان اسلام آغاز گردید. وقتی در 17 دسامبر 2010 بوعزیزی خود را می سوزاند آتشی که هیزم آن جسم نحیف محمد جوان بود، می رفت تا معادلات جهان اسلام که مهم ترین میدان زورآزمایی جهان غرب است را تغییر دهد.

این حرکت سمبولیک باعث شورش هایی در تونس و کشورهای منطقه گردید. اعتراضات مصر در تاریخ 25 ژانویه 2011 شروع گردید و در 11 فوریه مردم پیروز گردیدند و دیکتاتوری مبارک به زباله دان تاریخ سپرده شد. به فاصله 6 روز پس از پیروزی مردم مصر در 17 فوریه مردم لیبی خسته از دیکتاتوری قذافی، آن سرهنگ نیمه دیوانه به خیابان ها آمدند تا سیاست را در خیابان های لیبی مشق نمایند. قذافی نیز تسلیم شورشیان شد و قیام مردم لیبی به ارمغان نشست.

این حرکت های انقلابی تنها به این کشورها محدود نشد و یمن، سوریه، بحرین، الجزایر و سودان به این جنبش که اکنون الصحوه الاسلامیه یا بیداری اسلامی نیز نامیده شده است پیوسته است. اما چقدر این قیام ها به راستی به سوی آزادی حرکت می کنند؟

در فردای پیروزی مردم مصر احزاب سلفی آن کشور قرائتی سلفی از انقلاب مصر ارائه دادند و بار دیگر شیعه هراسی که یادگار دیکتاتورهایی همانند مبارک و شاهزاده های آل سعود است به ادبیات سیاسی این کشورها بازگشت. در اندیشه سلفی گری خلافت مهم ترین رکن این تفکر است و شیعه به مظان اتهام نگریسته می شود؛ زیرا باعث سقوط خلافت عباسی گردیده است. هر چند عملکرد بد اخوانی ها باعث روی کارآمدن ژنرال السیسی شد و انقلاب مصر در همان اوان تولد در دستان مردم مصر جان داد، اما به راستی چرا انقلاب ها در این اجتماع های خواب زده به سرانجام نمی رسد؟  

در این کشورها که حتی در اندیشه هگل به کناری گذاشته شده اند شاهد آن هستیم که طبقه جدیدی با رانت حکومتی شکل گرفته است. طبقه ای که باعث سرکوب جامعه می گردد و جالب اینجاست که رانتی بودن طبقه خود را باور ندارد و یکی از جواب ها به سوال فوق، وجود این طبقه جدید و نوظهور است. طبقه اقلیتی که آن قدر قدرت دارد که اکثریت جامعه را به کناری نهد و قلدرانه بیان می کند که حکومت حق ماست و اگر ما حاکم شما هستیم به شما منت نهاده ایم.

این جاست که مشاهده می نمائیم دیکتاتوری یک فرد نیست، بلکه یک سیستم است. سیستمی که هر چند قوی است اما با طبقه اقلیت آزادی خواهی در جدال است. افرادی که از آزادی صحبت می کنند مردمی هستند که منطقا بایستی به فکر نان خود باشند اما این جویندگان آزادی به این درک رسیده اند که ابتدا به جهانیان اعلام نمایند که این طبقه جدید نوظهور است که نان او را به یغما برده است.

اکنون مشاهده می نمائیم که این طبقه آزادی خواه در سنگر سکوت پناه گرفته است اما این سکوت علامت رضایت نیست و آغاز جرقه های آزادی بخش در جهان اسلام است. اکنون در عرصه جهانی شدن به سر می بریم و تاثیرات جهانی شدن را بر این خطه خاکی مشاهده می نمائیم. حال باید نظاره گر باشیم که در این عصر این پدیده چه تاثیری بر مسلمانان و درک آنها از جهان خواهد داشت و جهان اسلام می تواند به مرحله تحویل قدرت از دیکتاتوری به دموکراسی گام بردارد و این درک جدید از خود آن قدر توان و نیرو خواهد داشت که بتواند طبقه جدید رانتی را سرنگون نماید و به تاریخ  دیکتاتوری در کشورهای اسلامی پایان دهد؟

* دانش آموخته کارشناسی ارشد اندیشه سیاسی در اسلام

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* captcha:
* نظر:
پر بازدیدها
آخرین اخبار