۱۶ تير ۱۴۰۰ ۱۳:۱۷
کد خبر: ۳۰۲۸۵۷

عطنا – یک استاد دانشگاه معتقد است سوءمدیریت در کشورهای کمتر توسعه یافته، ناشی از واقف نبودن به اهمیت علم مدیریت در یک سیستم است. از سوی دیگر انتخاب افراد ناشایست و غیرمتخصص برای تکیه زدن بر مسند مدیریت، در میان مدت گریبان مدیران بالادستی را خواهد گرفت.
 
در دهه های اخیر یکی از دلایل مشکلات و کاستی ها در تقریبا تمام حوزه های کشور از اقتصاد تا فرهنگ و از ورزش تا بهداشت و ... سوءمدیریت عنوان شده است. اگر نظارتی بر قیمت کالاها نیست یا قیمت ارز در نوسان است به سوءمدیریت نسبت داده می شود. اگر با قطعی مکرر برق مواجه می شویم ناشی از سوءمدیریت خوانده می شود. اگر باشگاههای ورزشی یا تیم های ملی با مشکلات متعدد روبرو می شوند ناشی از سوءمدیریت است و خلاصه اکثر مشکلات کشور به دلیل همین سوءمدیریت است. اما مشکل خود سوءمدیریت از کجا نشات می گیرد؟
 
در این باره دکتر رضا واعظی، استاد رشته مدیریت دولتی دانشگاه علامه طباطبائی در گفتگو با رسانه تحلیلی دانشگاه علامه طباطبائی (عطنا)، با اشاره به اینکه مدیریت یک علم است و کسی که دارنده این علم نیست نمی تواند مدیر موفقی باشد، می گوید: «باور علم بودن مدیریت در ایران یا وجود ندارد یا در صورت وجود، خیلی ضعیف است. علم باوری، یکی از وجوه تمایز ملل پیشرفته نسبت به ملل کمتر توسعه یافته است. مدیران و مسئولان ما نه تنها این باور را ندارند؛ بلکه در نهایت سماجت و جسارت، غیرتحصیل کردگان رشته مدیریت را وارد این کار می کنند. این جسارت ناشی از ندانستن و فقدان باور به علم بودن مدیریت است.»
 
مبنای مدیریت در ایران آزمون و خطا است
واعظی آنچه در فضای مدیریتی کشور شاهد هستیم را عملا مدیریت نمی داند. او معتقد است مدیریت تعاریفی دارد که شکل عملی آن در ایران خیلی کم دیده می شود.
 
وی می افزاید: «آنچه با عنوان مدیریت در ایران شاهد هستیم، مجموعه ای از روش های مبتنی بر تصادف، آزمون و خطا و اعمال خودسرانه است که هیچ پشتوانه نظری و حرفه ای ندارد. تمام این ها برداشت های تجربی مدیران هستند که با آن پیش می روند. اینگونه عمل کردن مدیریت نیست و مبنای تمام آن ها تصادف است.»
 
او با اشاره به اینکه پرقدرت ترین کار برای بی قدرت کردن مدیریت سازمان ها، تهی کردن توان آن ها از دانایی و افراد متخصص است می گوید: «اگر قرار است سازمان ها با قدرت و به بهترین شکل اهداف اساسی و منافع جامعه را تامین کنند باید مملو از دانش، دانایی و شایستگی شوند.»
 
حرکت وضعی و انتقالی در فیزیک سازمانی
واعظی، مجموعه مسائل مدیریتی در هر جامعه ای را به دو حرکت وضعی و انتقالی تقسیم کرده و می گوید: «تمام سازمان ها بخش عمده ای از منابع و انرژی‌شان را صرف خود سازمان می کنند و بخش دیگری را برای پیشبرد امور در جامعه به کار می گیرند. در واقع حرکت وضعی، مجموعه تلاش هایی است که برای حفظ سازمان و تأمین منابع آن مثل امکانات، حقوق و دستمرد و ... انجام می شود.»
 
وی در خصوص حرکت انتقالی در سازمان ها می گوید: «حرکت گردشی یا انتقالی، مجموعه فعالیت هایی است که سازمان ها مسئولیت اجرای آن را پذیرفته اند. قاعدتا سازمان ها برای انجام وظایف اجتماعی بودجه و منابعی را دریافت می کنند. با این حال گاهی شاهد هستیم که بخش عمده ای از این بودجه صرف خود سازمان یا حرکت وضعی سازمان می شود. وقتی سازمانی نتواند پیشرفتی را در جامعه رقم بزند در واقع در آنجا کاری برای انجام دادن وجود ندارد و صرفا اتلاف وقت و هزینه را به دنبال دارد. این یکی از چالش های مدیریت سازمان ها است که در بخش های خصوصی و دولتی به وفور دیده می شود.»
 
شکوفایی مهارت های ذاتی مدیریت، منوط به کسب دانش مدیریت است
این استاد دانشگاه با اشاره به اینکه از مدت ها پیش، بحث‌هایی نظیر هنر بودن یا ذاتی بودن مدیریت منسوخ شده است می افزاید: «صاحب‌نظران این مسئله را رد نمی‌کنند که اگر کسی استعدادهای ذاتی مدیریت را داشته باشد در عمل می تواند موفق تر باشد؛ اما آیا نبوغ صرف می تواند برای پیشرفت در یک حوزه کافی باشد؟»
 
وی می گوید: «باید دانش مدیریت وجود داشته باشد تا بتوان مهارت های ذاتی را در کنار آن شکوفا کرد. کسانی که می گویند مدیریت هنر است؛ از اینکه هنر و بخش های عمده مدیریت مشمول نظریه های علمی و محاسباتی است غافل هستند. در دنیای امروز مدیران سطوح بالا و موفق کسانی هستند که قدرت تصمیم گیری، برنامه ریزی، طراحی سازمان، مدیریت انسانی، آگاهی از انواع شیوه های پرداخت حقوق و دستمزد، فهم دلایل نارضایتی و... را دارا باشند و مجموعه این موارد یعنی دانش مدیریت. هنر و استعداد ذاتی زمانی به کار می آید که فرد عالم باشد و بتواند از آن حین مدیریت بهره ببرد.»
 
واعظی معتقد است علم مدیریت، در تئوری‌ها و بنیان‌های ذهنی خلاصه نمی شود و تجربه های عملی مکمل مفیدی برای این دانش است. وی می افزاید: «دانشجویان رشته های مدیریت باید در سازمان ها حضور داشته باشند و کارآموزی کنند تا کار را در عمل نیز بیاموزند. کسب تجربه، کمک می کند تا از دانش تئوری، به نحو احسن در عمل استفاده شود.»
 
شایسته ها را دریابید
این استاد رشته مدیریت دولتی دانشگاه علامه طباطبائی می گوید: «یکی از مفاهیم بنیادین در مدیریت، شایسته سالاری است. شایستگی به این معنا است که افرادی که بیشترین تخصص، دانش و علاقه مندی برای خدمت در فضای سازمانی و جمعی را دارند به کار گمارده شوند. با این حال در بسیاری از سیستم های مدیریتی، شاهد آن هستیم که مدیران بالا دستی، افرادی که فامیل، هم قبیله و هم فکر خود هستند را وارد سازمان می کنند.»
 
وی در پاسخ به این سوال که علت عدم انتخاب افراد شایسته برای مدیریت یک سیستم چیست؟، می گوید: «علت این است که آن ها به غلط گمان می کنند که بیشترین خدمت به اهداف و منافع را کسانی می کنند که بیشترین پایبندی به آن ها را دارند؛ چه از طریق خویشاوندی و چه از طریق تبعیت و وابستگی های دیگر.»
 
واعظی با اشاره به اینکه کسانی می توانند بیشترین خدمت به یک سیستم را ارائه دهند که داناتر هستند، می افزاید: «ممکن است در یک سازمان با انتخاب غیرشایسته‌ها در کوتاه مدت رضایت طرفین به هم وابسته فراهم شود؛ اما شرایط در میان مدت تغییر می کند. افراد ناشایست و غیرمتخصص، پس از گذشت مدتی در به ثمر رساندن ماموریت های محوله عاجز می شوند. به دنبال این عجز، سازمان نیز در به دست آوردن نتایج شکست می خورد. در این شرایط انتخاب افراد ناشایست گریبان مدیر بالادستی را خواهد گرفت. باید دانست کسی بهترین خدمت را ارائه می دهد که شایسته ترین است نه تابع ترین.»
 
وی با بیان این نکته که سال هاست مبنای تبعیت در علم مدیریت کنار گذاشته شده است می گوید: «آنچه در بسیاری از سازمان های ایران شاهد هستیم مدیریت نیست که ما آن را در قالب مدیریت ارزیابی کنیم. همین که عده ای افراد غیرمتخصص در یک جا جمع شوند ما دیگر نمی توانیم اسم آن محیط را سازمان بگذاریم.»
 
متوهمان به داشتن علم مدیریت، همان ناشایست‌ها هستند
واعظی در خصوص توهم بلد بودن علم مدیریت می گوید: «از آنجایی که افراد هر روز با مسائل اجتماعی سر و کار دارند این توهم در آن ها ایجاد می شود که همه چیز را می دانند. با توجه به اینکه رشته های علوم اجتماعی از ذهن مدیران دور نیست؛ یک مدیرنما به خود اجازه می دهد که بگوید علم مدیریت را می شناسد؛ در حالی که این دانش اکتسابی است.»
 
وی توصیه می کند که غیرمتخصصان مدیریت در سازمان ها مشغول به کار نشوند چراکه با حضورشان در یک سیستم، عملکردهای غیر اصولی را به آن سازمان می برند.
 
قانون گریزی، فرزند ناخلف عدم نظارت بر عملکرد است
اهداف سیستم، با رعایت مقررات به دست می آید. اگر پای قانون گریزی به میان کشیده شود به دنبال آن سوء مدیریت نیز خواهد آمد. واعظی نیز معتقد است قانون گریزی نشان دهنده بوروکراسی و محیط های اداری است که در آن شایستگی وجود ندارد.
 
وی می افزاید: «هنگامی که شایستگی، علم و دانش مبنای امور نباشد، سازمان ها بر پایه عملکرد و خدمت به جامعه ارزیابی نشوند و از این بابت پاسخگو نباشند؛ عدم تبعیت از قانون رواج پیدا می کند. به عبارت دیگر روزنه پیدا کردن برای خروج از مجرای قانون و کنار گذاشتن آن، نشأت گرفته از ذات ناشایستگی، فقدان دانش، ضعف اخلاقیات و باورهای انسانی و اجتماعی است.»
 
این استاد دانشگاه می گوید: «کسی که از قوانین تبعیت می کند مطمئن است که آن ها درست هستند چراکه قوانین با دانشی که کسب کرده هماهنگی دارند. دانشی که در وجود یک فرد وجود دارد تعهدی را ایجاد می کند که خلاف رویه های علمی و مقررات سازمانی عمل نکند.»
 
او با اشاره به اینکه کسانی که مقررات را کنار می گذارند به تخصص و تقدم منافع عمومی بر منافع شخصی باور ندارند، می افزاید: «مسئله این است که در همه جای دنیا انسان های قانون گریز پیدا می شود؛ اما اگر نظام بوروکراسی به درستی طراحی شود، به دلیل کنترل صحیح در مبدأ و طراحی اصولی، از بروز تخلفات تا حد زیادی جلوگیری می شود. در این صورت از موارد نادر و خلاف منطق سازمان جلوگیری می شود. اگر تخلف از قانون عادی تلقی شود؛ دیگر نمی توان آن مجموعه را سیستم مدیریتی نام برد.»
 
نظارت با مداخله نا به جا فرق می کند
این استاد رشته مدیریت دولتی دانشگاه علامه طباطبائی، کنترل بر ورودی های سازمان ها را امری موثر در انتخاب شایسته ترین افراد می داند و می گوید: «یکی از ارکان مدیریت نظارت یا کنترل است. بعد از اینکه سازمان ها درست و علمی عمل کردند و شایسته ها در آن به سِمت مدیریت نائل شدند باید نظارت بر عملکرد وجود داشته باشد. برای مثال نظارت بر سازمان های دولتی باید توسط نهادهای بیرونی مثل رسانه ها، احزاب، مراجع قانونی و... انجام شود. نظارت باید برای دست یابی به اهداف ملی و بهبود کشور در حوزه های مختلف باشد.»
 
وی در پایان با اشاره به اینکه نظارت به معنای مداخله در فرایندها و روش های فنی و تخصصی در سازمان ها نیست می افزاید: «نظارت با مداخله نا به جا فرق می کند و به معنای کنترل بر نتایج و ماموریت هایی است که به یک سازمان سپرده می شود. معنای نظارت این نیست که در فرایندهای جزیی سازمان مثل انتصابات و یا میزان دستمزد دخالت شود. باید توجه داشت که نظارت بر امور جزئی و فنی فرایندها به جای نظارت بر عملکرد، موجب رانت، افزایش فساد اداری و ناکارآمدی می شود.»

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* captcha:
* نظر:
مطالب دیگر
راهکارهایی برای مهار اَبَرتورم احتمالی در اقتصاد ایران
یک استاد دانشگاه در گفتگو با عطنا بررسی کرد

راهکارهایی برای مهار اَبَرتورم احتمالی در اقتصاد ایران

در صورت ادامه سوء مدیریت داخلی، تداوم تحریم ها و مشکلات مربوط به فقدان برنامه منسجم برای کنترل شیوع ویروس کرونا، امسال و سال های آتی، زنگ خطر شعله ورتر شدن تورم های بالاتر در اقتصاد ایران به صدا در خواهد...
قیمت گذاری دولتی، امضاها و صندلی های طلایی عامل جولان دلالان در اقتصاد
علی مروی در گفتگو با عطنا:

قیمت گذاری دولتی، امضاها و صندلی های طلایی عامل جولان دلالان در اقتصاد

یک استاد دانشگاه درباره راه حل حذف دلالی در اقتصاد ایران می گوید: «اگر بتوانیم قیمت گذاری دولتی کالاهای خصوصی، امضاهای طلایی و پرداخت یارانه را در اقتصاد حذف کنیم، بخش قابل توجهی از دلالی ها از بین خواهد...
چشم انداز کسب و کارها در سال 1400 |  ریسک ها و استراتژی ها
چالش کرونا و تحریم ها چگونه اقتصاد را اسیر کرد

چشم انداز کسب و کارها در سال 1400 |  ریسک ها و استراتژی ها

محیط کسب و کار در ایران حداقل در دوهه اخیر همواره با چالش‌های عدیده‌ای مواجه بوده است. موانع متعددی که تولیدکنندگان در طول سال با آن مواجهند، مسیر کسب‌وکار را در ایران در سال‌های اخیر، هم فرسایشی و هم...
4 سناریوی اقتصاد ایران در 1400
پیش بینی درباره نرخ تورم

4 سناریوی اقتصاد ایران در 1400

این سناریو به نوعی خطرناک‌ترین سناریوی ممکن برای اقتصاد ایران است. در واقع کسری بودجه 1400 به نوعی است که در صورت عدم افزایش معنادار درآمدهای نفتی دولت و ادامه مسیر سیاستگذاری فعلی باید منتظر تورم‌هایی...
پر بازدیدها
آخرین اخبار